تبليغاتX
سلطان قلبها وحید همیشه تنها

(هم نفس)

بر گرد عزيزم كه مرا هم نفسي نيست

در خونه ويرونه ي دل بي تو كسي نيست

دل ديونه اي كه زدي شكستي

.صداي پاي تو شد هوا همش هواي تو شد

+ نوشته شده توسط وحیداستقامت در شنبه بیستم اسفند 1384 و ساعت 18:27 |

(زندگي قشنگه)

غصه نخور عزيزم كه زندگي قشنگه

پير نميشه تو دنيا كسي كه شوخ و قشنگه

دو رنگ نباش با هيچ كس كه دنيا رنگ وارنگه

سنگ مي خوره تو دنيا. به اون دلي كه سنگه

اون كه يه روزگاري عشقم ايمونم بود

اون كه فقط نگاهش دردم و درمونم بود

اما حالا مي بينم كه آفت جون بود

يه عمود و انتظارش يه گوشه اي نشستم

از دل بريدم از همه كس گسستم

دل به غريبه بستم فلك نداره دستم

+ نوشته شده توسط وحیداستقامت در شنبه بیستم اسفند 1384 و ساعت 18:22 |

انسان چرا وقتي كه به قدرتي مي رسه

خودشو گم مي كنه اين همه ظلم مي كنه

عمر كوتاه ما تموم ميشه يه روزي

طعمه ي خاك مي شويم ساكت مي شويم

شاهان همه رفتند كاخها به جا ماند

شاه و گدا مردند دنيا به جا ماند

مهتاب عشق بتاب باران عشق ببار

+ نوشته شده توسط وحیداستقامت در شنبه بیستم اسفند 1384 و ساعت 18:11 |

(اسير تو)

غم آومد كه گريونم كنه چشمام نتونست

شب اومد كه داغونم كنه دنيا نتونست

دل من ديگه از غم شكسته نمي شه

اسيرغم عشق ديگه خسته نمي شه

كلمه فرصت ديدارتو اين عالم هستي

مي خوام با تو بخندم به زمونه يه هستي

هنوز عشق مني مثل هميشه

دلا از وب و بدت خسته نمي شه

تو اي اومده از راه بازم مثل هميشه

دل با تو يه رنگه چرا از تو نمي شه

غم و غصه نتونست بگيره تو رو از من

برون قدر وفامو ديگه دور نشو از من

+ نوشته شده توسط وحیداستقامت در شنبه بیستم اسفند 1384 و ساعت 18:9 |

( به نام كبوتران سفيد بال عشق)

( خراب شد)عشق را بر روي ديوار نوشتم

(موج شد)عشق را بر روي گل نوشتم

(پرپر شد)عشق را بر روي آب نوشتم

(طوفان شد)عشق را بر روي هوا نوشتم

عشق را بر روي قلبم نوشتم ماند و ريشه كرد

+ نوشته شده توسط وحیداستقامت در شنبه بیستم اسفند 1384 و ساعت 18:4 |

بگو چرا غم داري بگو             بگو منو كم داري بگو

+ نوشته شده توسط وحیداستقامت در شنبه بیستم اسفند 1384 و ساعت 17:57 |


Powered By
BLOGFA.COM